روزی در جمع عقلا و ادبا بودم که دوستی مدعی شروع به خواندن اشعار حافظ نمود با آب و تاب فراوان.
و البته با اندکی انحراف (اشتباه)
گفتم متاسفم.
گفتند چرا؟؟
گفتم متاسفم ولی نمیدانم برای حافظ متاسف باشم که شعر سخت سروده ، یا برای شما که از خواندن شعر حافظ عاجزی یا برای دانشگاهی که به شما مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی داده یا برای مملکتی که آدم هایش با زبان مادری خود مشکل دارند.
به هر حال متاسفم
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
انسان ها به واسطه دو چیز فقیر می شوند.
یا بد کار می کنند یا بد خرج می کنند.
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
کلّ شب ها همه یلدا ست بیاخوش باشیم.
زندگی شکّر و حلواست بیا خوش باشیم.
دیشب و امشب و فردا همه در یک رنگند.
آخر عمر هویداست بیا خوش باشیم.
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
پیرمرد خسیسی داشتیم عیالوار !
روزی نزدیک های ظهر اتفاقی او را دیدم که با بچه ها به بازار آمده بود نزدیک رفتم و پرسیدم چه شده ؟ بچه ها را با خودت به بازار آورده ای . گفت امروز می خواهم به خواست خودشان برایشان غذا بخرم. بعد رو به بچه ها کرد و گفت :
«بچه ها ! ماست می خواهید یا تخم مرغ؟»
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
پس از مدت ها روزی به خانه ی یکی از بستگان رفتم و پس از احوال پرسی گفتم من فقط به خاطر فلانی به دیدار شما آمده ام.
در حالی که کار خود را انجام می داد با خونسردی تمام پاسخ داد تو به دیدن ما بیا به خاطر هر نففهمی باشد اشکال ندارد..
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
خدا را دوست بدارید
حد اقل روزی به او خواهید رسید.
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی
برچسب:
نویسنده: یوسف فرهادی